این مطلب پیش از انتخابات دهم نگارش شده است.
اگر فهرستی از واژه های پر تکرار "موسمی" بکار رفته در محاورات روزمره ایرانیان در ماه اخیر تهیه شود، "مناظره" و "رقابت انتخاباتی" در صدر آن ها خواهد بود. واژه ای که در ادبیات سیاسی ایران هیچگاه اینچنین "کاربردی" و آشنا نبوده است. حتی وقتی برای نخستین بار در هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در سال هفتاد و شش مناظره دسته جمعی نامزدهای رقیب برای طرح دیدگاه ها یشان پخش شد ـ چون بصورت ضبطی بود و نطق تبلیغاتی مستقل هر کدام از آنان را تداعی می کرد ـ جذابیت چندانی نداشت.
اما تجربه اخیر- که با کاربرد وسیع این واژه حتی در جمع های خانوادگی و کودکان همراه بود- یکبار دیگر و بطور ملموس نشان داد که تلویزیون صرفا یک ابزار برای ارتباط جمعی و جزئی از قدرت نیست، بلکه خودش عین قدرت است؛ بقولی "خودش عین ماجراست، نه بخشی از آن". همین کافیست تا بدون نیاز به انتظار برای برگزاری انتخابات 22 خرداد، رسانه و در سطح وسیع تلویزیون را برنده اول این انتخابات بدانیم.
صرف نظر از ایرادهای موجود در چند مناظره زنده تلویزیونی از نظر حرفه ای و ضعف مناظره کنندگان برای ارائه یک مناظره تمام عیار و منطقی- این مناظره ها که گاهی به جدال و تسویه حساب کشیده شد ـ به نوعی "زبانگشایی قدرت تلویزیون" در این موقعیت زمانی از تاریخ سیاسی ایران بود. اتفاقی که به مدد حاشیه های جذاب آن ـ تا حدودی لایه های پنهان "سیاست و قدرت" در ایران را برای گروه های مختلف اجتماعی آشکار کرد.
امروزه کشورهای مدرن و توسعه یافته جهان با وجود فعالیت گسترده و نهادینه احزاب و گرو ه های قدرت در آن ها ادعایی برای مهار قدرت رسانه ندارند؛ و کاملا قدرت آن را پذیرفته اند.آنچه هم در کشورهای "در آستانه توسعه یافتگی" و "رفاه" به چشم می خورد، بیشتر نوعی "الگو برداری" از "رفتار سیاسی" همان کشورهای - عمدتا غربیست. شاید آنچه در چند سال اخیر این دهه در سایر کشورهای جهان ازجمله ایران، هند، تایوان، اسراییل، ترکیه، کره جنوبی ، برزیل، مالزی، آفریقای جنوبی، مصر و...- فهرستی از این دست کشورها گذشته است- گواه آن باشد. کشورهایی که گردش قدرت درآن ها به مدد ساز و کارهای نهادینه شده خاص هر یک آنها صورت می گیرد؛ و رسانه ها در کنار و یا در غیاب احزاب رقیب، جزء لاینفکی از قدرت در ساختار حکومتی آن ها محسوب می شوند....
گاهي اوقات زندگي طوريه كه آدم نون امروز رو واسه شكم فرداش نمي خواد ،اونوقته كه روياهاي آدم به تعويق مي افته.... گاهي اوقات آدم از سرنوشت، رو دست خوبي مي خوره، كه فكر مي كنه داره تصميم مي گيره ؛ اونوقته كه آدم ادعاهايي مي كنه، كه تو رو دربايستي انجامش گير مي افته. گاهي اوقات آدم از آرزوهاش جا مي مونه. گاهي اوقات آدم مي خواد بازي كنه، بازيگر مي شه. گاهي اوقات داره مي خنده وقتي تو دلش خونه، گاهي گريه مي كنه و قتي داره از زور خنده مي ميره. گاهي اوقات شوخي شوخي همه چيز جدي مي شه. گاهي اوقات آدم وقتي زياد مي خواد كم مي ياره. گاهي وقتي كم مي ياره زياد مي خواد. گاهي اوقات با ترس و لرز بر مي گرده به پشت سرش نگاه كنه، مي بينه چه شجاعتي!!! گاهي اوقات با شجاعت مي تونه ترسهاشو نگاه كنه. گاهي اوقات آدم به دنبال خوشبختي، زندگي رو گم مي كنه؛ گاهي هم با انتظار زندگي رو معنا مي كنه. گاهي اوقات آدم براي پيدا كردن يه گنج الكي، گوهر خودشو گم مي كنه؛ گاهي هم گوهر حقيقت را پيدا مي كنه ...
(بخشی از نامه خداحافظی کتایون ریاحی از بازیگری) کامل

از عکس های خودم در اینجا
این مطلب پیش از انتخابات دهم نگارش شده است.
مسئله این نیست که چرا بر اساس نظرسنجی ها، مشارکت سیاسی و مدنی دردوره های اخیرانتخابات با افول همراه بوده است؛ مسئله اینست که چرا این اتفاق- که برای تحلیلگران هم خیلی دوراز پیش بینی نبود- خیلی زود در مسیر توسعه ونوسازی سیاسی ایران پس ازانقلاب رخ داده است؟
آمار منتشره وزارت کشور درباره سطح مشارکت در کشور واستان ها- که تقریبا یکسان است - نشان می دهد که پس ازپایان دوره دوم انتخابات ریاست جمهوری حجت الاسلام اکبر هاشمی رفسنجانی درانتخابات دوره هفتم ریاست جمهوری سال 72 ، سید محمد حاتمی از اردوگاه اصلاح طلبان با 79.85 درصد مشارکت و بیش از بیست میلیون رای به کاخ ریاست جمهوری در خیابان پاستور راه یافت. این رقم با میزان مشارکت دوره ششم یعنی 50.66 درصد، گواه بیش از بیست وهشت درصد رشد در مشارکت است.
اما همین میزان مشارکت برای دور دوم ریاست جمهوری خاتمی در سال76، بابیش ازپنج درصد کاهش به 74.45 درصد می رسد که به نسبت دور دوم، طبیعی می نماید. اما کاهش میزان مشارکت با از بین رفتن هیجان سیاسی دوران هشت ساله اصلاحات برای دور نهم انتخابات ریاست جمهوری نیز ادامه پیدا می کند و به 62.66 درصد می رسد که نسبت به آغاز روی کار آمدن دولت اصلاحات 17.19 درصد کمترمی شود.(البته این رقم ازکمترین میزان مشارکت سیاسی در انتخابات مربوط به دوره دوم ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی یعنی رقم 50.66 درصد، هنوز بالا تراست.)
با این پیش فرض که : درنگاه آمار، از سال 72 تا 80 مشارکت سیاسی سیر نزولی داشته است؛ می توانیم آنرا درمقایسه با مشارکت سیاسی پس ازجنگ، قابل بررسی دانسته و یک پدیده سیاسی مهم تلقی کنیم. چیزی که می تواند بهانه مطالعه آسیبها وپاتولوژی این دوره از زمان گذار در انقلاب اسلامی باشد.
سخن قدیمی ارسطو الهام بخش ما در شناسایی گوشه ای از این آسیب خواهد بود که گفته است: "برای شناخت هر پدیده باید مراحل آغازین و رشد و تحول آن را در نظر گرفت." ولی از آنجا که در این مجال نمی توان یک سیر تاریخی را بررسید، پس فقط نگاهی گذرا می کنیم به رفتارهای کلان رسانه ملی به عنوان یک وسیله انحصاری مدیریت افکار عمومی در ایران....
زیر نویس به مخاطب اجازه می دهد، هر موقع که به تصویر تلویزیون پیوست اطلاعات مربوط آن را هم داشته باشد.... ادامه مطلب
عکس: حمید حامدی ـ اینجا
عکس: حمید حامدی - اینجا